اخبار مرکز و رویدادهای پژوهشی
 
تاریخ بارگذاری: 1398/2/9
تعداد بازدید: 10799
 
برگزاری همایش انقلاب اسلامی؛ زن و خانواده


مرکز تحقیقات زن و خانواده با همکاری مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران، حوزه علمیه خواهران استان قم جامعه الزهرا و جامعه المصطفی العالمیه برگزار کرد:
 
همایش انقلاب اسلامی؛ زن و خانواده
 
میزگرد: آینده پژوهی جنسیت و خانواده
با حضور اعضای هیئت علمی مرکز تحقیقات زن و خانواده
سرکار خانم دکتر علاسوند
سرکار خانم زارع
سرکار خانم دکتر داور پناه
 
سخنرانی: سیاست های خانواده پس از انقلاب
سرکار خانم دکتر کاردوانی
 
خلاصه ای از بحث سیاست های خانواده پس از انقلاب:
بحث از سیاستگذاری در جنبه‌های مختلفی قابل طرح است. جمیع این مباحث در مورد خانواده، نیازمند تأمل و بررسی است. ابعادی همچون «وجه اهمیت و مسأله بودگی خانواده در سیاستگذاری، محتوای سیاست های خانواده، ارزیابی محتوایی و اجرایی سیاست ها و بایسته ها و الزامات سیاستگذاری موفق». در اینجا به اختصار، در هر یک از این محورها در موضوع سیاست های خانواده در ایران، مباحثی را عرض خواهم کرد. گام اول در بحث از سیاستگذاری آن است که بگوییم چه مسئله‌ای برای سیاستگذاری مهم است و یا یک مسئله خاص که موضوع خانواده است چرا و در چه شرایطی لازم است در دستور کار سیاستگذاری قرار بگیرد؟ قطعاً ما متعدد شنیده و خوانده­ایم که خانواده نهادی مهم و عنصر بنیادین جامعه است. من وارد کلیت این بحث نمی‌شوم. بلکه صرفاً بر وجوه اهمیت نهاد خانواده به عنوان موضوع سیاستگذاری متمرکز می‌شوم. یک بحث و کشمکش مبنایی در این خصوص وجود دارد که آیا لازم است حاکمیت به عرصة خانواده وارد شود و دخالتی در تنظیم و حل مسائل آن داشته باشد؟ آیا بهتر نیست بگذاریم خانواده خودش مشکلاتش را حل کند و روابطش را تنظیم کند؟ اگر لازم است حاکمیت به این عرصه وارد شود چرا، چقدر و چگونه؟ خیلی از متخصصان میگویند از وقتی دولت در امور خانواده دخالت کرد آثار بدی در پی داشت. مانند آنکه حد زیادی از مسئولیت در آموزش و تربیت نسل را از آن سلب کرد و جامعه را از آن جوششی که می‌توانست از داخل این نهاد اتفاق بیفتد محروم کرد. قطعا این اتفاق غلط است که حاکمیت در همة امور خانواده دخالت کند. ازدواجش، طلاقش، تربیت فرزندانش و ... . لذا در یک سری از عرصه‌ها، ناتوان کردن خانواده و به کار نگرفتن آن ابزار بسیار توانمندی که دارد مانند عشق به فرزند و ... بسیار اشتباه است. اما از سوی دیگر به نظر می رسد رها کردن مطلق خانواده به حال خود آن هم در عصر مدرن، امری منطقی نباشد. وجوه اهمیت سیاستگذاری برای خانواده متعدد است. مانند: 1- خانواده یک رابطه دوسویه با وضعیت جامعه دارد و از این جهت باید مقداری مراقبش بود. خانواده از یک سو ضربه گیر فشارهای اجتماعی است. شما نمیتوانید بگویید همة مشکلات خانواده به صورت خودجوش از درون خودش بیرون می­آید. الان در فشارهای اقتصادی اخیر که آمار آن قطعاً در چند سال آینده بیرون میاید، چقدر تنشهای خانواده زیادتر شده است. اینکه گفته می­شود نرخ زندانیان مهریه بالا رفت، آیا به دلیل فشارهای اقتصادی بر خانواده و مواجه ساختن آن با بحران نیست؟ این بحران اقتصادی کلان کشیده شد به صحنه کشمکش های خانوادگی. و اصولاً اولین مواجهة زنان ایرانی با کشمکش های خانوادگی، به اجرا گذاشتن مهریه است. پس بالا رفتن نرخ زندانیان مهریه، یک نشان قطعی برای افزایش بحران در خانواده است. سوی دیگر این رابطة دو طرفه بین وضعیت خانواده و جامعه، به برگشت آثار فشارها بر خانواده به خود جامعه اشاره دارد. وضعیت نابهنجار خانواده، سلامت روان افراد را تحت تأثیر قرار می­دهد و آثار این به­ریختگی در بسیار از عرصه ها در شغل فرد، در رفتار کودکان در مهدها کودک و مدارس و ... خودش را نشان می­دهد. پس از این جهت که خانواده از یک سو مورد حملة فشارهای اجتماعی و اقتصادی است و از سوی دیگر به هم ریختگی آن، موجب افزایش اختلال و بحران در جامعه می­شود، باید به کمکش رفت و در برخی شرایط که فشارهای اجتماعی و اقتصادی زیاد می‌شود، خانواده را در آغوش گرفت تا این تنشها را از سر بگذراند. 2- نکته دومی اهمیت خانواده را برای سیاستگذاری زیاد می‌کند این است که خانواده یکی از میکرو استراکچرها یا ریزساختارهایی است که برای تامین سرمایه اجتماعی جامعه بسیار اهمیت دارد. یعنی وقتی حاکمیت می‌خواهد سرمایه اجتماعی جامعه را اندازه بگیرد، با این هویت مستقل خارج از اینکه افرادش چگونه اند کار دارد. 3- جهت دیگر اینست که خانواده رسمی و قانونی، همانطور که مطلع هستید در ایران، مهمترین و شاید تنها نهادی است که تولید نسل می‌کند. اینکه خانواده هویتی مستقل از اعضای آن دارد، در این موضوعات به روشنی رخ نشان می دهد. برای رشد منطقی جمعیت یک کشور، اینکه چقدر خانواده تشکیل می‌شود و چقدر ظرفیت فرزندآوری دارد، از اهمیت اساسی برخوردار است. اما متاسفانه در عصر حاضر، تشکیل خانواده رسمی و قانونی که بار تولید نسل را نیز به دوش می‌کشد در مقایسه با روابط آزاد و به قول رایج ازدواج سفید، سخت ترین وضعیت را دارد. الان جوانان متعددی داریم که میگویند چرا ازدواج کنم؟ با یک تخمین سادة سود/ هزینه، از قید ازدواج میگذرد و نتایج غم انگیز و تا حدی غیرقابل جبران آن که افزایش سن ازدواج، کاهش فرزندآوری و سالمندی جمعیت ایران است، به مرور تبعات خودش را در کشور نشان می دهد. پس نهاد مقدس خانواده قرار است یک جایی یک کاری را انجام بدهد که هیچ نهاد دیگری نمی تواند آن را بر عهده بگیرد. آن هم تولید نسل است. کشوری که در حال حاضر در پنجره جمعیتی است و یک فرصت طلایی به شمار می­رود نمی‌تواند جوانش را از لحاظ فکری و اقتصادی قانع کند که برو ازدواج کن. این امر را بسیار سخت کرده ایم و لذا قطعا اکنون و در آینده باید شاهد تبعات و آسیب های ناشی از آن باشیم. 4- نکته دیگر در بحث از اهمیت خانواده در امر سیاستگذاری، علاوه بر کارکرد تولید نسل که اشاره شد، کارکردهای متعدد دیگری است که خانواده برای ما انجام میدهد که الان وقتی بعضاً انجام نمیدهد می‌فهمیم چقدر این کارکردهای خانواده مهم هستند. یکی از مهمترین آنها نگهداری از سالمندان است. در گذشته فقط سالمندانی که بچه نداشتند، همسرشان فوت می‌کرد و تنها بودند سر از سرای سالمندان در می­آوردند. اما الان اوضاع متفاوت شده است تا حدی که باید توصیه و فرهنگسازی کنیم تا جوانترها سالمند را در خانواده نگه دارند. کاری که خانواده برای سالمند می­تواند انجام دهد مطلقاً  بدیل دیگری نمی‌تواند بکند. اگر سرای سالمندان را زر و زیور هم بگیری، نمی‌توانی سالمند را راضی و خوشحال بکنی. چون او می‌خواهد ثمره زندگیش را ببیند. پس خانواده با کارکردهای فرهنگ پذیری و جامعه پذیری، تولید و تربیت نسل، نگهداری اعضاء سالمند و بیمار خود و ...  می‌تواند کارهایی انجام بدهد که معتقدیم جای دیگری و بدیل‌های دیگری اگر هم باشد نمی‌تواند آنها را به تمام و کمال انجام دهد. پس مهم بودن خانواده برای سیاستگذاری به این جنبه‌ها باز می‌گردد.
مرحله دوم صحبت از محتوای سیاست های خانواده است. این محتوا نوع خاصی از خانواده را برای ما رقم می زند. چون یکی از مهم ترین جنبه‌های سیاستگذاری اینست ناظر به آینده است. اینکه امروز برای مدیریت آینده برنامه ریزی می‌کنیم. شما نگاه بکنید برنامه‌های توسعه، سند چشم‌انداز، همه اینها جهت گیری اش به سمت آینده است. برخی از سیاست های خانواده در ایران از نوع مستقیم هستند. مانند وام ازدواج، یا هزینه ماهیانه دادن به همسران خانواده شهدا و فرزندان شان، حمایت اقتصادی از زنان بی سرپرست. اینها نوع قدیمی، آسان و البته کم کارکرد سیاستگذاری هستند. زیرا توانمندی مقطعی و ناکافی ایجاد می کنند و ناظر به حل درازمدت مشکلات خانواده نیستند. در این شرایط اقتصادی که حتی درمان مقطعی درد هم نیستند و کفایت لازم را ندارند. مواجهه با برخی مشکلات اجتماعی مانند بالا رفتن سن ازدواج و کم شدن نرخ ازدواج، در کنار سیاستگذاری های اقتصادی نیازمند سیاستگذاری غیر مستقیم با هدف اصلاح سبک زندگی هستند.
 
سیاستگذاری خانواده در ایران از نظر محتوایی مشتمل بر انواع سیاستهای کلی، سیاستهای اجرایی و برنامه‌های عملیاتی است. سیاستهای کلی آرمانگرایانه هستند. غایات و ارزش ها را بیان می­کند. این سیاستگذاری آرمانگرایانه می گوید قله‌مان کجاست؟ آرمان مان چیست؟ و قرار است به کجا برسیم و برای کدام نقطه برنامه ریزی بکنیم؟ اینها در سند چشم انداز 1404 و سیاست های کلی برنامه‌های توسعه اشاره شده اند و شامل چند گزارة کلی در مورد خانواده هستند: «تقویت نهاد خانواده و جایگاه زن در آن، استیفای حقوق زنان در تمام عرصه ها، ارتقای نقش آفرینی های توسعه ای زنان، تسهیل اشتغال و ازدواج و مبارزه با آسیب های معطوف به خانواده بخصوص جوانان». سیاستهای اجرایی حوزه خانواده قرار است محقق این اهداف کلی باشد. سیاستهای کلی که البته یک بخش اش طبیعی است اتفاق بیفتد، در سطح اجرا تقلیل می‌رود و تضعیف می‌شود. یک سری از این تضعیف شدن‌ها ناشی از محدودیت‌های مالی است. خیلی طبیعی است. من ممکن است دوست داشته باشم خانواده ام را سفر ببرم فلان لباس بپوشانم و فلان وسیله نقلیه را تهیه بکنم ولی وضع بودجه‌ام این اجازه را ندهد. به این مفهوم نیست که آرمان ها بیان نشوند. محدودیت بودجه را باید پذیرفت. اما بخش مهم دیگر، مربوط به اختلالها و خطاهای آگاهانه است. بنده در رساله دکتریم یک بخش از کارم آسیب شناسی اجرای سیاستهای مادری/ اشتغال در ایران بود. چرا سیاستی را می‌گذاریم و نمی‌توانیم اجرا بکنیم. چقدر آیین نامه داریم و چقدر بحثهای نوشته شده داریم که در عرصه اجرا نتوانست به درستی پیاده شود. این بحث خطاهای آگاهانه خیلی مهمتر از محدودیت‌های بودجه بود. مثل نظارت ناکارآمد، منفعت طلبی و سودجویی دست اندرکاران مدیریت مصرف بودجه، زمینه‌های فکری کارگزاران و ... . اینها بحثهایی است که در ارزیابی سیاست مدنظر قرار می‌گیرد. یعنی وقتی سیاستی را می‌خواهند ارزیابی بکنند میگویند محتوای مصوب چقدر و چگونه اجرا شد؟ آیا نیاز گروه هدف را پاسخ داد؟ مثلا برای مادر شاغل تدوین کردیم قانون ترویج تغذیه با شیر مادر را. یک ساعت کاهش ساعت کار به منظور شیردهی و تقویت نهاد خانواده و تقویت جایگاه زن در خانواده. اما باید دید در اجرای آن چگونه عمل کردیم که همچنان نرخ شیردهی طبیعی در میان زنان شاغل به اندازة مطلوب نیست! پس در روند اجرا، گاهی مسائلی وجود دارد که باعث می شود نه آرمان کلان تامین شود نه محتوای برنامة اجرایی. برای ما ثابت شده است که اغلب زنان در عصر حاضر در وقت انتخاب بین فرزندآوری و الزامات آن با کنش های اجتماعی شان مانند ادامه تحصیل و اشتغال؛ انتخابشانعمدتاً کنش اجتماعی­شان است. یعنی به دلیل اهمیت شیردهی طبیعی، شغلش را رها نمی کند. پس در چنین وضعیتی، باید با مدیریت و اجرای صحیح سیاست ها، در این روند مداخلة منطقی و صحیح کرد. باید از سیاستگذاری قشری و سطحی دور شد. برای مثال ممنوعیت تبلیغات شیشه شیر و جمع کردن آنها از ویترین داروخانه­ها نمی تواند چنین وضعیتی را مدیریت کند. این سیاست ها فقط موجب خنده واستهزاء است. چون کاهش شیردهی طبیعی علل دیگری داشته که آنها همچنان پابرجا هستند. باید سیاستگذاری دقیقا ناظر به موانع و مشکلات اصلی باشد تا موثر واقع شود. در بحث تنظیم جمعیت هم همینگونه است. دلایل کاهش نرخ رشد جمعیت در ایران صرفا به دلیل تأسیس خانه­های بهداشت و توزیع وسایل جلوگیری رایگان نبوده است. تغییر سبک زندگی، بحثهای اقتصادی و نگرش انسان به زندگی و خانواده، بسیار اثرگذار بود برای ماجرا. من قبلاً هویتم و احساس خوبم را از خانواده و بچه می‌گرفتم، الان خانواده و بچه بخشی از زندگی انسان مدرن برای لذتها و تعریفهایش برای آینده‌اش است. این بحث جمعیت در ایران مهمترین نقش سیاستگذاری خانواده را در مصادیق دارد.
در انتهای بحث مختصراً اشاره می­کنم که ما چه الزامات و بایسته­هایی را برای سیاستگذاری خانواده لازم است مدنظر قرار دهیم. بحث الزامات سیاستگذاری سرمنشاءاش به شناخت بر می‌گردد. گفتیم که سیاستگذاری اکنون، در راستای مدیریت آینده است. لذا ما باید فهم بکنیم اکنون را. ما باید برای این خانواده امروز نه حتی دیروز و نه حتی پنج سال قبل، سیاستگذاری بکنیم. در این سیر بسیار پر سرعت تغییرات؛ خانواده هر روز دارد مسائل جدیدی را تجربه می‌کند. پس ما یکی از کارهایی که باید بکنیم این است که درک کنیم که الان خانواده به ویژه زنان درگیر چه مسائلی هستند. به اعتقاد من در عصر حاضر مهمترین مسئله زن ایرانی سردرگمی است. بخصوص کسی که می خواهد دین‌مدار زندگی کند. اگر برای خانواده‌ای اسلامی سیاستگذاری کنیم باید الزامات یک خانواده اسلامی را بدانیم و بتوانیم بر اساس وضعیت امروز خانواده در ایران، ریل گذاری کنیم. توجه به ظرفیت هایی از دورن خانواده ها برای کمک به خانواده بسیار لازم و مفید است. به جای تبلیغ و اصرار بر مدل های خاصی از خانواده مانند زن خانه‌دار/ مرد نان آور؛ الگوهای متنوع اسلامی را استخراج و مد نظر قرار دهیم. این تبلیغ به معنای تقدیس خانواده نیست. اگر بتوان مردان را هر چه بیشتر درگیر امور خانواده کرد، به الگوی اسلامی که مرد را در جایگاه ولیّ فرزند و مدیر خانواده منسوب کرده، نزدیک تر شده ایم. سبک زندگی زنان در این سال های اخیر حاکی از انتخاب تحصیل و اشتغال در کنار خانواده است که باید بدون تعصب، مدیریت شود تا به رقیب و آسیبی برای خانواده بدل نشود. هر چه تعامل در خانواده بیشتر بشود و تقسیم کار منعطف‌تر شود کمک بیشتری به خانواده کرده ایم. این شناخت مسئله و استفاده از ظرفیتهایی که درون خود خانواده است و اینجا ما بعنوان سیاستگذار کدام بخشها را میتوانیم پر بکنیم اولین الزام سیاستگذاری خانواده است. دومی‌اش بحث تناسب زیست، بوم و آداب منطقه‌ای است. الان شما می‌بینید خیلی بحث سن ازدواج در مجلس مطرح شد مهمترین دعوایی که سرش بود همین بود که اگر حداقل سن ازدواج را بالا بکشید برخی از مناطق ازدواج‌های ثبت نشده در آنها آمارش بالا می‌رود. یعنی در خیلی از موارد مربوط به خانواده، آداب محلی کار خودش را می‌کند و این نگرانی وجود دارد که بعضاً قوانین محلی حاکم می‌شود بر قوانین کلان کشور. این که زیست و بوم مناطق برای سیاستگذاری در نظر گرفته بشود بسیار مهم است. لازم نیست یک سیاست بگذاریم مثلا 9 ماه مرخصی زایمان برای همة انواع مادران شاغل. بلکه باید تفاوت ها را در نظر گرفت. تفاوت در نوع شغل، نوع خانواده و زیست منطقه. و در نهایت اینکه در سیاستگذاری دو نوع متفاوت از مناسبات در مورد خانواده باید لحاظ شود. مناسبات درون خانوادگی و مناسباتی که خانواده با نظام سیاسی و اجتماعی دارد و در هر یک به طور مجزا و با شناخت الزامات آن سیاستگذاری انجام شود.
 
زمان: پنج شنبه 12 اردیبهشت ماه ساعت 8
مکان: قم، بلوار الغدیر، کوچه 10، پلاک 5، مرکز تحقیقات زن و خانواده
 
 
کانال مرکز تحقیقات زن و خانواده در پیام رسان سروش  https://sapp.ir/womenrc


به اشتراک بگذارید:    اشتراک گذاری در سروش  اشتراک گذاری در تلگرام  اشتراک گذاری در ایتا  اشتراک گذاری در فیسبوک  اشتراک گذاری در توئیتر










مرکز تحقیقات زن و خانواده با هدف تبیین دیدگاه نظام‌مند دین پیرامون مسائل زن و خانواده، تعمیق پژوهش‌ها و کارشناسی‌های دینی و پاسخ‌گویی به نیازهای تئوریک و دفاع از مرزهای اعتقادی در این حوزه توسط مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران در سال 1377 تاسیس گردید. ادامه ...
نشـانی‌مرکز‌قـم:بلوار الغدیر ، کوچه 10 ،پلاک5 مرکز تحقیقات زن و خانواده
تلفـن: 58-32603357 (۰۲۵)
فکس: 32602879 (۰۲۵)
سامانه‌پیامکی: 1۰۰۰2532907610
نشـانی‌دفترتهــران: بلوارکشاورز،خیابان نادری،ک حجت‌دوست،پ ۵۶
تلفـــــــــــــــــــــــــــــــــن: ۴ ۴ ۹ ۳ ۸ ۹ ۸ ۸   (۱ ۲ ۰)
عضویت در خبرنامه
کلیه حقوق و امتیازات متعلق به مرکز تحقیقات زن و خانواده می باشد.
Wrc.ir © 1380 - 1397